السيد محمد حسين الطهراني
13
امام شناسى (فارسى)
« اى عمو به درستى كه بسيار بزرگ است نزد خدا آنكه فرداى قيامت در پيش او بايستى سپس از تو سؤال كند چرا فتوا دادى بندگان مرا به چيزى كه نمىدانستى در حالى كه در بين امّت از تو شخص داناترى بود ؟ ! » . و از عمر بن فرج رخجى روايت شده كه در آن مجلس ، گفتم به ابى جعفر كه : شيعيان تو ادّعا مىكنند كه از تمام آب دجله و وزن آن اطّلاع دارى و ما كنار دجله منزل داريم ؟ ! حضرت فرمود : آيا خداوند چنين قدرتى دارد كه اين علم را به پشّهاى بياموزد يا نه ؟ عرض كردم : بلى قدرت دارد ، حضرت فرمود : انا اكرم على اللّه من بعوضة و من اكثر خلقه . « من نزد خداى تعالى از پشّه و از بسيارى از مخلوقاتش گرامىترم » « 1 » . مردن در حال عدم شناخت امام ، مردن جاهليّت است بارى رواياتى كه از رسول خدا روايت شده و دلالت بر آن دارد كه افرادى كه بدون امام باشند ، گمراه هستند بسيار زياد و داراى مضامين مختلفى است . ما امروز يكى از آنها را كه شيعه و سنّى بر آن اجماع دارند و صدور آن را از رسول اكرم قطعى مىدانند ذكر مىكنيم : من مات و لم يعرف امامه مات ميتة جاهليّة « 2 » . « كسى كه بميرد درحالىكه امام خود را نشناخته است مردن او مانند مردن مردمان جاهليّت بوده است » . امّا از طريق شيعه اين حديث به چند عبارت روايت شده است . در « روضهء كافى » « 3 » يك روايت و در « بحار الانوار » از « محاسن » برقى و « رجال » كشّى و « اكمال الدين » صدوق مجموعا شش روايت بدين مضمون حديث مىكند « 4 » كه : من مات و ليس له امام مات ميتة جاهليّة .
--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 12 ص 124 . ( 2 ) سيّد عليخان كبير در شرح دعاى چهل و هفتم از « رياض السّالكين » ص 501 فرمايد : فمنه الحديث المشهور المتّفق على روايته عن النّبىّ ( ص ) : من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة . ( 3 ) « روضهء كافى » ص 146 . ( 4 ) « بحار الانوار » ج 7 ص 16 تا ص 20 .